3475 می نویسم...

می نویسم...

حال متکلم از کلامش پیداست‌...

حال متکلم از کلامش پیداست‌...

مشکل در حال حاضر حجم نفهم ها نیست،

مشکل حجم بسیار بالایی هستن که
فکر میکنن آدم فهمیده ای هستن.

* roga یا رٌوگا به معنی راه بی پایان است.
** به جز روزانه ها بقبه پستا مال مردمه مال خودم نیست...

آخرین مطالب

من خوبم.

هیچ خبری نیست اوضاع و احوال همونه که بوده.

مراسم جشن خواهرش شرکت نکردم چون خودش بهم نگفت خودشم شرکت نکرده بوده و گفته بوده جایی دعوتیم که مهم تره.

فقط بهم sms داد که من اینطوری گفتم.


۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۹:۳۸
roga

32 سال و دو روز.

خب تو این دوسالی که وارد دهه 30 از عمرم شدم هیچ چیز زندگی خانوادگیم واسم خوب نبوده.

در زمینه کاری و درسی و اجتماعی پیشرفت فوق العاده یی داشتم به جاش توی زندگی مشترکم پسرفت داشتم.

یکشنبه ظهر یه sms ازش داشتم"تولدت مبارک" همین.

روز تولدم همیشه غمگینم همیشه بغض دارم نمیدونم چرا.

یکشنبه شب دوستام سوپرایز شدم از طرف دوستام و با کیک و کادو اومدن خونه مون و تا پاسی از شب دورهمی داشتیم. 

مامانمم گفته بود چون شب نمیدونم شهادته مراسم کیک و کادو رو میزاریم برای سه شنبه شب (یعنی امشب) هرچی هم اصرار کردم نه نمیخوام فایده نداشته.

خب مسلما امشب من و بچه ها خونه مامانیم.

دوشنبه خونه بودم و با بچه ها سرگرم.

صحبت با نازلی حالمو بهتر کرد. همیشه از حضورش انرژی گرفتم مرسی عزیزدلم. به قول ماهی مرسی که هستی.

دیروز خواهرش زنگ زد و برای چهارشنبه شب دعوتمون کرد مراسم بله برون دخترش. به غیر از مامانش و باباش هیچکس از اوضاع و احوال زندگیمون اطلاع نداره. به خواهرش گفتم اگر بودم چشم خدمت میرسم ولی مطمئنن نمیرم.

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۱
roga

امروز یه جور خاصی غمگینم...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۱۵
roga

                              چند شنبه است؟


                    چندم کدام ماه از کدام سال است؟
                                      

                             امروز من چند ساله ام؟

         چیزی به یاد نمی آورم جز اینکه امروز اکنون است                                        

                و اینجا زمین است و من به دنیا آمدم. . .

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۰
roga

سلام شب تون بخیر.

ببخشید نبودم و یه سری دوستان نگران شدن شرمنده‌.

چهارشنبه صبح با دل درد و کمردرد شدید بیدار شدم و از دیروز تا الان فقط خوابیدم راهم نتونستم برم.

دکتر گفت بخاطر فشار عصبی و استرس بیش از حدی بوده که تحمل کردی و این بار این مدلی شدی.

بازم ممنونم.

*** استاد و دکتر عزیز کامنتت عجیب به دلم نشست. مرسی و میدونم هستی. حس مسیولیت پذیریت منو مدیون خودت کرد طبق معمول. ولی اینو بگم بهت اون هوش و تدبیری که گفتی فعلا نیست. ندارمش چون هنوز شوکم.

۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ تیر ۹۷ ، ۲۳:۱۱
roga

تمام وسایلش رو جمع کرد و رفت واحد روبه رو.

قرار شد تا تمام شدن پروسه جدایی از هم جدا زندگی کنیم تا هم بیشتر فکر کنیم و هم بچه ها عادت کنن.

دیشب که داشت میرفت هیچ حسی نداشتم فقط یه بغض سنگین برای فرجام تلخ این زندگی.

دیشب اشک میریخت و میرفت ولی خودشم میگفت میدونم مشکل از منه و نمیتونم و دست خودم نیست.

قضاوت نکنید لطفا.

من تمام تلاشمو کردم با تمام خواسته های منطقی و غیرمنطقی ش کنار اومدن. از سال 88 دارم تحمل میکنم.

بازم میگم طلاق آخرین مرحله س امیدوارم این جدایی فعلی مون به خودش بیاردش.


۲۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ تیر ۹۷ ، ۰۸:۲۹
roga

هدیه جان ... هدیه عزیزممم.

مرسی بابت لطفی که به من داری. حرفات عمیقا" به فکر انداختم. مرسی مرسی مرسی.

هیچی نمیتونم در برابر محبتت و حرفات بگم.

میخواستم بیام وبلاگت اما نتونستم ظاهرا ایراد داره. 

میام مفصل برات میگم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۰۰:۰۴
roga

بچه ها رو نوشتم کلاس زبان و از هفته آینده کلاساشون شروع میشه.

روزی که رفتم ثبت نام. یه خانمی اونجا بود فوق العاده خوش برخورد دلنشین و عالی. به دلم نشست. فکر کردم اونجا مسئول ثبت نام هستش. از مدیر موسسه پرسیدم مکالمه مدرس تون کیه و چند ترم هست؟

گفت 25 جلسه 4 ترم و مدرسش هم خانم ...... هست. گفتم عه پس عزیزم اسم منم بنویس. خب از اونجایی که حوصله جمع رو فعلا ندارم خصوصی ثبت نام کردم. 

همچین آدم جوگیری هستم من.

* دیشب همسر هی حرف میزد انگار نه انگار اتفاقی افتاده. بهش گفتم فکراتو کردی؟ گفت نه تا یکشنبه بهم فرصت بده. 




۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ تیر ۹۷ ، ۱۲:۲۹
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۵ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۹
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۲
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۳ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۴
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۵:۳۳
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۹ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۰۳
roga

فهمیده ام که

نفرت هم مثل دیگر احساسات 

مثل عشق، قیمت دارد

تنفر را هم نباید خرج هرکسی کرد...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۰
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ خرداد ۹۷ ، ۲۱:۰۲
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ خرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۰
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۳ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۰۱
roga
چرا هروقت مینویسیم همه چیز اوکی هستش و باهم خوبیم و حالم خوبه گند میزنه به روزگارم؟؟؟؟؟؟
چرا ....؟؟؟

۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۷ ، ۰۸:۱۲
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۹ خرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۷
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۱
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۱ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۵۱
roga
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۱
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۱:۳۲
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۲
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۴۰
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۵۵
roga

دارد همه چــــــیز

آن که تـــو را داشته باشد...!

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۵۰
roga

آدمى براى رفتن،

هزار و یک بهانه می خواهد

براىِ ماندن اما

فقط یک دلیل...

یک حالِ خوب از جنس دوست داشتن،

شش دانگ حواس جمع،

یک اولویت تغییر ناپذیر،

یک تکیه گاه گرم...

آن ها که به یکباره می روند،

قبل تر ها دیدنی ها را دیده اند!

تقلاهایشان را کرده اند!

فریاد هایشان را زده اند!

شکسته هایشان را بند زده اند و دوباره شکسته اند... 

و آنگاه که تنها دلیل ماندن را از دست رفته دیده اند بار و بندیلشان را جمع کرده اند و 

برای همیشه رفته اند...

تا شاید روزی،

جایی،

گوشه ای دیگر،

آن تنها بهانه را،

از دلِ زندگی بیرون بکشند!

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۰:۴۹
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۵:۰۱
roga
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۰۰
roga